در پی راهاندازی صفحهای فیس بوکی با عنوان «کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان» در راستای جسارت به امام هادی (ع)، همچنین انتشار لینکهای حاوی هتاکی به ساحت مقدس این امام مظلوم شیعیان در سایتهایی مانند بالاترین، حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانی با صدور فتوایی، جسارت کنندگان به امام هادی (ع) را "مرتد" خواند.
س - مدتی است عدهای اجیر شده که عمدتاْ از ضد انقلاب خارج از کشور میباشند، در فضای اینترنت؛ سایتها و وبلاگهای خود به راحتی به امام مظلوم شیعیان حضرت امام هادی (ع) اهانت و جسارت میکنند (طراحی جوک، کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و ...) حکم این افراد چیست؟
ج - چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد [باشند] مرتدند. والله اعلم
اضافه میشود؛ انتشار آهنگی به نام "نقی" توسط خوانندهای با نام "شاهین نجفی" در فضای وب طی روزهای اخیر و جسارتهای این خواننده به امام هادی (ع)، خشم شیعیان را برانگیخته است.
رادیو اسرائیل روز گذشته از انتقال “شاهین نجفی” خواننده مرتد ایرانی به محلی نا معلوم در غرب آلمان خبر داد.
سه شنبه هفته گذشته در جریان نطق ها و نظرات برخی نمایندگان در صحنه علنی مجلس شاهد حملات تند و آتشینی علیه یک چهره غائب در جلسه بودم که رئیس وقت جلسه هم تلویحا آن مواضع و انتقادات را تایید کرد.
کنجکاو شدم. متوجه شدم حکایت سخنانی است که آقای دکتر عماد افروغ در برنامه پارک ملت شبکه اول صدا و سیما ایراد کرده اند. با توجه به شناختی که از مختصات فکری و دینی افروغ داشتم، از حملات و انتقادات علیه وی شگفت زده شدم و به متن سخنان وی در این برنامه مراجعه کردم تا علت این هجمه ها را بیابم. شکر خدا دیدم مواضع وی در خصوص انقلاب اسلامی و نظام مردم سالاری دینی و نظریه ولایت فقیه سر سوزنی تغییر نکرده است. متاسف شدم از آنهایی که یا اساسا مصاحبه را ندیده اند و یا خدای ناکرده با کج فهمی و کوته بینی و یا اغراض دیگر، اظهارنظرهای ناجوانمردانه و ناعادلانه ای را در حق وی روا داشته اند.
برای دوستان جدید و دو آتشه انقلاب که این روزها در برابر چنین سخنانی برآشفته اند باید بگویم که بنده سالهاست افتخار آشنایی با آقای افروغ را دارم و به خوبی به یاد دارم که چگونه تندروهای اصلاح طلب، نقد مبنایی ایشان در مواجه با مردم سالاری دینی و دفاع از اندیشه ولایت فقیه را بر نتابیدند و به بهانه انتقال از دانشگاه شریف به دانشگاه تربیت مدرس از دانشگاه مبداء اخراج و هرگز به دانشگاه مقصد راه ندادند تا اینکه دکتر افروغ سر از پژوهشگاه علوم انسانی درآورد.
برای همین دوستان جدید و دو آتشه و البته دلسوزان و پیشکسوتانی که در این شرایط سخت در برابر این تندروی ها سکوت پیشه کرده اند شهادت می دهم که آقای دکتر افروغ اندیشمند متعهد و متدینی است که نه به راحتی و نه حتی به سختی هویت دینی خود در دفاع از نظام اسلامی و اندیشه مترقی ولایت فقیه را از دست نخواهد داد. فردی که سالهای متمادی از عمر خود را در دفاع از روشنفکری دینی هزینه کرده است ابایی ندارد که برای تعمیق فهم دین در جامعه و حاکمیت مستمر فقه و فقیه باز هم هزینه بدهد. دوستان جدید انقلاب اگر به خاطر ندارند ما به خوبی به یاد داریم که در مسیر روشن اما دشوار انقلاب در مواجهه با انحرافات، بعد از سنگلاخ مجلس ششم این افروغ ها بودند که به مجلس هفتم و به فهرست اصولگرایان هویت بخشیدند و مایه اعتبار و اعتماد مردم شدند.
برای همه کسانی که در این آتش با فریاد خود می دمند و یا با سکوت خود آن را تایید می کنند لازم است تا ماجرایی را که خود شاهد آن بودم نقل کنم تا متوجه نوع نگاه روشن رهبر فرزانه انقلاب در مواجهه با روشنفکران و اندیشمندان جامعه شوند. بعد از جلسه دوم اندیشه های راهبردی که در بیت مقام معظم رهبری با موضوع نفش عدالت برگزار شد، در محضر ایشان برای نماز آماده می شدیم . حضرت آقا در موقع عبور از جلوی جمعیت ضمن خوش و بش با افراد به آقای دکتر افروغ که رسیدند پس از ملاطفت و تفقد، از وی پرسیدند: «شما چرا در این جلسه مقاله ارائه نکردید؟» یعنی برای ایشان علی رغم همه مشغله های ذهنی و اجرایی موضوعیت داشت که مواضع آقای دکتر افروغ را به عنوان یک اندیشمند جامعه شناس از منظر تئوری و کاربردی در حوزه عدالت بشوند و در مهندسی ساختاری آینده انقلاب اسلامی از آن بهره مند شوند.
در پایان باز هم شهادت می دهم که بحمدالله زندگی فردی، اجتماعی، خانوادگی و علمی دکتر افروغ همواره در خدمت انقلاب اسلامی بوده، هست و خواهد بود و هیچ کس نمی تواند بین ایشان و نظام اسلامی فاصله بیاندازند. ان شا الله

خود را به کناره ها کشاند ، بی تاب بود ، بی تابی را می شد از حالت لبانش فهمید ، گویی می خواست چیزی را بفهماند، ناگهان بیرون پریدسراسیمه به سمتش دوید و او را به آب رساند. باز بیرون پرید چند باری این عمل را تکرار کرد ، او نیز هربار او را از روی زمین به قصد رساندن به آب بر می داشت ، اما بار آخری که این کا ر راکرد تلزی کنان در میان دستانش جان داد ، با دیدن این صحنه اضطرابی در دلش افتاد، در فکر بود که ناگهان نوایی از گوشه پنجره نیمه باز اضطرابش را بیشتر کرد ، کنار پنجره رفت نگاهی به خیابان انداخت ، صدای دسته عزاداران بود ، آن وقت بود که تازه یادش آمد روز تاسوعاست ، دسته عزاداران حرکت می کرد ، و او همانگونه که به ماهی خیره شده بود بادیده ای گریان زیر لب با دسته عزاداران هم نوا شد
ای عمو آب چه شد دره نایاب چه شد ...
قاعدهای جهانی است که میگوید: اصولآ همه چیز به همه چیز ربط دارد و بر طبق این قاعده هر کس با هر تخصصی می تواند در هر زمینه ای غیر از حوزه تخصصی خود اعلام نظر کند.
به واقع اگر قرار باشد وبلاگ نویسان تنها در حوزه تخصصی خود تولید محتوا کنند فضای مجازی جذابیت و پویایی خود را از دست می دهد. مسائل سیاسی و اجتماعی مبتلا به همه اقشار اجتماعی است و همگان نه تنها حق دارند بلکه وظیفه دارند نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی پیرامون خود واکنش نشان دهند
این گونه است که می بینیم افراد با ظرفیت ها و توانمندیها و تخصص های گوناگون در فضای مجازی دست به انتشار مطالبی از زندگی روزمره و اظهارنظرهایی در باب دین و مسائل سیاسی و اجتماعی می زنند.
سه حوزه دین، سیاست و اجتماع گرچه حوزه هایی تخصصی محسوب می شوند که روحانیون و کارشناسان دینی و متخصصین علوم سیاسی و علوم اجتماعی به آنها می پردازند اما همه اقشار اجتماعی از آن رو که در زندگی روزمره خود به شکلی مستقیم با آنها درگیرند و از آنها متاثر می شوند و از پرداختن به این مسائل فارغ نمیشوند.
از این روست که ممکن است با وبلاگ نویسی مواجه شویم که رشته دانشگاهیاش کشاورزی است و علاقمند به حوزه ادبیات است ولی در عین حال محتوایی سیاسی را در وبلاگش منتشر میکند.
گرچه همگان باید به این مسائل بپردازند ولی درغلطیدن به سیاسینویسی ممکن است حاصلی جز سیاست زدگی نداشته باشد و توسعه این روند از غنای محتوای تخصصی در وبلاگستان بکاهد.
بارها شنیده ایم که وبلاگ نویسان فارسی زبان سهم عمده ای در تولید محتوای فارسی در عرصه مجازی دارند ولی باید دقت کرد که محتوا چیزی نیست که یکبار برای همیشه تولید شود بلکه می بایست این محتوا دائمآ مورد بازنگری و بازاندیشی قرار گیرد. محتوای فضای مجازی چونان دیگی که همواره باید آن را هم زد نیاز دارد تا همواره پویایی خود را حفظ کند از این روست که فعالیت در این عرصه فعالیتی مداوم را می طلبد.
تخصص ها و توانمندیهای وبلاگ نویسان، ظرفیتی است که می بایست هرچه بیشتر در این فضا مورد استفاده قرار گیرد. فضای مجازی، محیط مناسبی برای تبادل اطلاعات و گفتگوست در نتیجه فرصتی است که می تواند به رشد و تعالی فکری کاربران آن کمک کند.
تفاوت عمده ای که بحث و تبادل مجازی با بحث و تبادل در زندگی واقعی دارد شاید از اینجا ناشی می شود که فضای مجازی مبتنی بر نوشتار عمل می کند. عرصه گفتار، عرصه مناسبی برای مفهوم پردازی های تخصصی و بحث های عمیق نیست ولی فضای نوشتاری می تواند این ضعف عرصه گفتار را جبران کند.
همچنین عرصه گفتار می تواند به راحتی مبدل به منولوگ و خطابه شود در حالی که فضای نوشتار سنخیت بیشتری با دیالوگ و گفتگو دارد. قابلیت های فضای مجازی برای گفتگو و مفهوم پردازی اگر با ظرفیت های تخصصی وبلاگ نویسان جمع شود می تواند منشا غنا و عمق بیشتری در تولید محتوا شود.
اما تخصصی بودن یک وبلاگ به چه معناست؟
وبلاگ تخصصی، را می توان وبلاگی دانست که حول محور یک مقوله ویژه تولید محتوا می کند. به طور مثال می توان خیل عظیمی از وبلاگ های عکس و عکاسی را مثال زد که تنها در این حوزه فعالیت می کنند. اما همین عکاسی کردن نیز باز می تواند تخصصی تر شود و برای مثال وبلاگ هایی را یافت که تنها در زمینه عکس های اجتماعی فعالیت می کنند.
اما به غیر از تعریف فوق می توان تعریف دیگری از وبلاگ نویسی تخصصی ارائه کرد. وبلاگ می تواند فضایی باشد برای آموزش و در نتیجه رشد و ارتقا سطح دانش جامعه.
از این رو یک وبلاگ تخصصی را می توان بستری برای ارتباط میان عموم جامعه با یک متخصص تلقی کرد. تصور کنید که یک روان شناس دانسته های خود را به شکلی همه فهم در قالب وبلاگ عرضه کند و یا یک حقوقدان از وبلاگ برای مباحث حقوقی بهره برد.
بدیهی است که این اقدام نه تنها می تواند کمک زیادی برای عموم جامعه باشد بلکه حتی می تواند زمینه ای اقتصادی برای متخصص را فراهم آورد که تخصص خود را هرچه بیشتر در خدمت جامعه قرار دهد.
امروزه در بسیاری از دانشگاه ها و مدارس جهان از فضای مجازی برای آموزش استفاده می شود. وبلاگ تخصصی همان طور که می تواند وبلاگی برای آموزش باشد همان طور نیز می تواند فضایی برای تمرین و مشق کردن باشد
برخی اساتید دانشگاه و معلم ها امروزه ترجیح می دهند که دانشجویان و دانش آموزان شان تکالیف درسی خود را در وبلاگ هایشان بنویسند.
پس می توان سه تعریف برای وبلاگ تخصصی ارائه کرد:
الف - وبلاگ هایی که محتواهایی خاص تولید می کنند
ب – وبلاگ هایی که رویکردی آموزشی دارند و تخصص شان را در خدمت جامعه مجازی می گمارند
ج – وبلاگ هایی که جنبه مشقی و تمرینی دارند
همه این سه دسته فوق را می توان به نحوی وبلاگ تخصصی دانست. اما نکته ای که در زمینه وبلاگ نویسی همواره باید بدان توجه کرد این است که در باب "وبلاگ نویسی " همواره به کلمه "وبلاگ " توجه می شود و کلمه "نویسی " مورد غفلت واقع می شود.
شاید بسیار با این جمله برخورد کرده باشید که : این وبلاگ قلم خوبی دارد یا فلان نویسنده قلم جذابی دارد. مقوله قلم زدن و نوشتن چیزی جدای از تخصص داشتن است. بسیاری از افراد شاید متخصص و با سواد باشند اما قلم خوبی نداشته باشند.
تخصص در صورتی می تواند جذاب باشد که متخصص، خوب قلم بزند. همچنین می توان وبلاگ های زیادی را یافت که در زمینه تخصصی فعالیت نمی کنند ولی از آن رو که قلم خوبی دارند و از وبلاگ به شکلی کاملآ حرفه ای استفاده می کنند حضوری موفق در عرصه مجازی دارند. طراحی قالب وبلاگ و نحوه چیدمان عناصری که یک وبلاگ را شکل می دهند و توجه به نیاز مخاطب و تسلط بر کنار هم قرار دادن کلمات می تواند یک وبلاگ نویس حرفه ای را تولید کند.
به واقع بسیاری از وبلاگ های موفق در همین دسته جای می گیرند. یعنی کسانی که تخصصی نمی نویسند ولی در زمینه وبلاگ نویسی تخصص دارند. اگر وبلاگ نویسانی که در زمینه تخصصی کار می کنند علاوه بر نشر مطالب تخصصی قلمی شیوا داشته باشند و از امکانات نوین وبلاگ نویسی به صورت حرفه ای استفاده کنند مطمئنآ موفقیت بیشتری در این عرصه خواهند داشت.
4سال پیش در انتخابات نهم وقتی احمدی نژاد به ریاست جمهوری برگزیده وازخ- بهشت شهرداری تهران به پاستور{نهاد ریاست جمهوری} آمدرحیم مشائی که در دوران سیاسی با احمدی نژاد همراه وهمگام بود رااز سازمان فرهنگی شهرداری به سازمان گردشگری که تاقبل از آن در اختیاربرادر همسر هاشمی رفسنجانی سید حسن مرعشی بود آورد آمدن مشائی به سازمان همزمان با تشکیل مجلس هفتم با محوریت حدادعادل ،عماد افروغ ،ابوطالب ،وخوش چهره بودزمانی از تصدی مشائی بر سازمان گردشگری نگذشته بود در زمستان 85خبری منتشر و رحیم مشائی را به آنچنان واکنشی انداخت تا علیه چند تن از نمایندگان مجلس هفتم شکایت وآنها را به دادگاه فرا بخواند ماجرا از این قرار بود که یک سایت اینترنتی خبری را منتشر کرد که اودر یک مجلس رقص در ترکیه حضور داشته ولی با حمایت احمدی نژاد مسئله به جائی نرسید وفقط باعث حساس شدن رسانه ها روی سازمان ومشائی شد چندی بعد بحث های جدیدی از مشائی به میان آمد که مهمترین وجنجالی ترین آن دوستی با مردم اسرائیل واصرار بر این امر همراه با حمایت مجددیاسکوت احمدی نژاد بود وکار به جائی رسیدکه رهبرانقلاب وارد ماجرا شده خواستار عذر خواهی مشائی وپایان مجادله ها شد بعد ها وصلتی بین این دو صورت می گیرد ودختر مشائی به عقد پسر احمدی نژاد در آمده تابا این وصلت رابطه ها مستحکم تر گردد رحیم مشائی به رغم نزدیکی به احمدی نژاد در حلقه حامیان ویاران دولت جائی نداشت ،در طول چهار سال بحث های دیگری از مشائی به میان آمد تا اورا به پرحاشیه ترین فرد کابینه تبدیل کند.


4 سال دولت نهم تمام شد واحمدی نژاد خود را برای دور دوم ودولت دهم آماده کرد ه بعد از فراز ونشیب ها ومسائل گوناگون که تاامروز هم ادامه دارد به رئیس جمهور دولت دهم انتخاب می شود هنوز مشروعیت نگرفته که با چند تغییر در کابینه که مهمترین آن انتخاب مشائی به عنوان معاون اولی جنجال جدیدی در کشورایجاد و از طرف مراجع تقلید ،مجلس خبرگان ،ورجال سیاسی مورد انتقاد قرار می گیرد تا بسیاری این انتخاب را لجبازی با مراجع ومجلس تلقی کنند رهبر انقلاب طی حکمی در تاریخ 27/4/88به مجلس معاونت مشائی را به مصلحت ندانسته وخواستار عزل مشائی می شود احمدی نژاد سکوت اختیار کرده واصرار بر این امر می کند ودر آزمون ولایت پذیری قرار می گیرد این مسئله تا مدت ها تیتر رسانه ها ،خبرگزاری ها بود تااینکه این حکم بالاخره رسانه ای شده وحتی در تلویزیون پخش می شود احمدی نژاد در تاریخ 3/5/88 مشائی را از معاون اولی عزل وبعد از نامه نگاری های عاشقانه که بعید هم به نظر نمی رسید بلافاصله مشائی را مشاور ومسئول دفتر خود منصوب می کند تاثابت کند این همه حمایت از مشائی حتی در برابر رهبر بی مورد نیست، در محوریت انتخاب وعزل مشائی وزیرانی از کابینه برکنار وعلت آن مخالفت با انتخاب مشائی اعلام می گردد که مهمترین آن برکناری ها وزیر اطلاعات آقای محسنی اژه ای است برخی این مسائل را سناریویی برای دور کردن اذهان از انتخابات وحواشی آن قلمداد کردندچندی بعد احمدی نژاد اعضا احتمالی کابینه را به مجلس معرفی می کند واین بار جنجال جدید انتخاب سه زن به عنوان وزیر است که در این سی سال بی سابقه بود این امر نیز با اعتراض جمعی از نمایندگان ومراجع تقلیدروبرو می گردد وبا کش وقوس های جنجالی وانتقاد ها،از21 وزیر پیشنهادی 18 وزیر رای اعتماد گرفته و یکی از بانوان به عنوان وزیر (بهداشت)انتخاب می گردد تودیع ومعارفه ها ی وزیران در وزارتخانه ها به بحث داغ رسانه ها تبدیل می شوداحمدی نژاد که نمی تواند برای همه تودیع ومعارفه ها شرکت کند مسئول دفتر خود مشائی را مامور چند تودیع ومعارفه میکند که جنجال برانگیز ترین آن تودیع ومعارفه وزیر علوم بوددر این مراسم که با حضور شخصیت های کشوری و اساتید دانشگاهها همراه بود
اسفندیار رحیم مشائی در بخشی از سخنانش گفت: "نمی خواهم فلسفی صحبت کنم ، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم ، دیگر نیازی به حذف خدا نیست ، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است."
او ، در بخش دیگری از سخنانش در تاکید مجدد بر علم ، گفت: "امام عصر (عج) پیامبر نیست که کسی از او معجزه بطلبد. قبول. اما اگر کسی امروز بیاید برای ایفای ماموریت تاریخی خود که هزار و چند صد سال از بروز و ظهور او گذشته است ، آیا بشریت از او سند و مدرکی نخواهد خواست؟! حتما خواهد خواست. فکر کرده ام که اگر امام عصر امروز، فردا، 10 سال دیگر، صد سال دیگر یا ... بیاید آیا بشریت از او حجت طلب نخواهد کرد؟ بعید است که طلب نکند. اما آن حجت چیست؟ فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر بشریت از او حجتی طلب کند، "دانش" طلب خواهد کرد." بلافاصله پس از این سخنان جنجالی مشائی باز هم تیتر روزنامه های داخلی وخارجی می گردد و به همگان ثابت می شود که مشایی ابن افکار وبحث ها را ندانسته وغیر عمد بازگو نمی کند و افکارش متاثر از تفکر اومانیستی است واین برای کشور خطرناک است چون همین تفکر خواهان نفاق در جامعه است و هیچ وقت دنبال صلح نیست متاسفانه آقای احمدی نژاد بجای برخود به موقع با با افکار ومباحث پیش آمده از سمت مشایی حمایت از ایشان را در اولویت حتی نسبت به حکم رهبر ی قرار داده واین امر باعث دلسردی مردم ودلسوزان ومراجع گردیدآقای احمدی نژاد هر چه زود تر باید دلایل حمایت های بی مورد از مشایی را برای مردم باز گو کرده و نگذارد این مسئله بیش از این خوراک محافل سیاسی دشمنان نظام وولایت گردد
.
برای دانلود pdf مطلب فوق ایـــــــنــــجـــــــا را کلیک کنید .
جمعی از پژوهشگران، اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناسان حوزه مسائل فرهنگی و رسانهای طی نامهای خطاب به عزت الله ضرغامی از برخی از فیلم ها و برنامه های درنظر گرفته شده برای نوروز انتقاد کردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر عزت الله ضرغامی
رئیس محترم سازمان صدا و سیما
«امروز رسانهها در دنیا فکر، فرهنگ، رفتار و در حقیقت هویت فرهنگى انسانها را القاء مىکنند.»
(مقام معظم رهبری. 26/2/85)
بی تردید رسانه ملی نقش برجسته ای در معرفت افزایی و جامعه پذیری دینی و سیاسی مردم دارد. گستره مخاطبان و قالب های تأثیرگذار انتقال پیام و بیشترین امکان استفاده از هنر، رسانه ملی را به یک معلم ملی تبدیل کرده است که همه شهروندان جامعه اسلامی ایران از آن می آموزند و بینش ها و ارزش ها و رفتارهای شان از آن اثر می پذیرد.
دیر زمانی است که رسانه های بزرگ با تولید آثار، برنامه ها و فیلم های تأثیر گذار در جهت راهبری فکری و معنوی جوامع انسانی قدم برداشته اند. رسانه مطلوب اسلامی و ملی در جمهوری اسلامی نیز باید در این مسیر حرکت کند. بی شک وظیفه صدا و سیما در کنار تولید آثار فاخر شناسایی و تحلیل جامع راهبردها و برنامه های رسانه های رقیب است و این موضوع هیچ تناقضی با روزآمدی و سرگرم سازی مخاطبان ندارد، بلکه این دو در کنار هم، کارکردهای مثبت رسانه را فزونی می بخشد و با پاسخ به نیازهای واقعی ساحت های فکری، عاطفی و معنوی، رضایتمندی و مقبولیت نزد مخاطبان را به دنبال دارد.
رسانه ملی تا کنون با برنامه های فاخر و عالمانه ای که به پخش، نقد و تحلیل فیلم های برجسته سینمای جهان پرداخته، کارکرد شایسته ای در جهت افزایش آگاهی های عمومی داشته است. گرچه در انتخاب کارشناسان خبره با دانش میان رشته ای و شناخت کافی از فرهنگ اسلامی، بهتر از این می توان عمل کرد.
خبر برنامه های نوروزی رسانه ملی برای پخش برخی از آثار سینمایی جهت دار و ایدئولوژیک برای عموم مخاطبان، تعجب و نگرانی بسیاری از کارشناسان فرهنگی و هنری را برانگیخته است؛ لازم است که صدا وسیما در انتخاب و پخش آثار خارجی دقت بیشتری به عمل آورد. به عنوان مثال، دو فیلم «Clash Of The Titans» و «My Name Is Khan» و تبلغات گسترده تلویزیون برای امثال این فیلم ها، نگرانی مضاعفی را به وجود آورده است.


ایران 1404 به عنوان کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل» ترسیم شده دارد و گواه صادقی بر عزم و همت والای مسوولان نظام در حرکت به سوی تعالی و پیشرفت (در بالاترین حد ممکن توام با برنامهریزی و تدبیر) است که نمود عینی و عملی آن در برنامههای توسعه 5 ساله بخوبی هویداست. رهبر معظم انقلاب امسال را نیز سال همت مضاعف وکار مضاعف نامیدند، برای همه ما ملموس می باشد که سطح بهره وری در ایران بسیار پایین بوده و این امر بدون تردید به هنجارها و الگوهای رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است مرتبط می باشد.لذا برای اینکه در کشور کار مضاعف انجام گیرد شرط لازم این است که می باید اولا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و مردم بیش از پیش نسبت به کار خود حس تعهد داشته باشند،تا به مرور زمان فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" چنانکه در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک ارزش ملی تبدیل شود .توجه به فرهنگسازی برای افزایش وجدان کاری و بهره وری صحیح از منابع انسانی در همه سطوح از الزامات این امر است. در این شعار کلیدی، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمایی از افقهای پیشرو را نمایان سازد. افقهای بلند و سترگی که نیل به آنها، تنها با بلند همتی و عزم استوار میسر است و افراد کوتهبین و کمهمت را توان دست یازیدن به آنها نیست، اصولا مقتضای همت انسان و ارج و قدر هر کسی به قدر همت اوست که عالی باشد یا دانی، بلند همت باشد یا دون همت. یکی از نشانههای عزم و اراده و تصمیم جدی، پایداری و مقاومت است. بیشتر نوابغ و اندیشمندان، بیش از آن که متکی به قدرت نبوغ خویش باشند، از همت و استقامت و بردباری بهره بردهاند. رسیدن به موفقیت، مشکلاتی به همراه دارد لذا صبر و شکیبایی و استقامت و بردباری، شیوه مردان بزرگ، کامیاب و موفق جهان است. لذا برای رسیدن به اهداف، ابتدا باید همتها را مضاعف کرد. باید عزمها را جزم کرد و به فتح قلههای کوچک و کمارتفاع، قانع و خشنود نگشت. رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیاناتشان در روز اول سال 89 در جمع زائران حرم رضوی فرمودند: «باید جوانان ما همتشان این باشد که با گذشت یکی دو دهه دیگر، کشورشان را یک مرجع علمی برای دانشمندان جهان قرار بدهند.»این یعنی بلندهمتی و داشتن عزمجدی برای فتح قلههای دانش جهان، نه فقط به عنوان عالم و دانشمند بلکه به عنوان «مرجع علمی» یعنی دانشمندان از اقصی نقاط جهان برای حل مسائل علمیشان در علوم و دانشهای مختلف به ما مراجعه کنند و این همان عزت و اعتلایی است که از ایران اسلامی انتظار میرود. ایرانی که یک روز، مرجع علمی جهان بود و در پرتو تعالیم هدایتگر اسلام، دانشمندان و عالمان بزرگی را به جهانیان عرضه کرد که هنوز دنیا از علم و دانش آنها بهره میگیرد و به پیش میرود در این میان قصد آن را داریم تا به مقوله رسانه ها واهمیت آن در سال همت مضاعف وکار مضاعف بپردازیم در فضاهای تکنولوژیک امروز ،رسانه ها به حدی توسعه یافته که می توان گفت بشر را از هر طرف احاطه کرده است. امروز که بشر در اطلاعات غرق شده است اگر نتوانیم اطلاعات تولید کنیم نه تنها عقبیم، بلکه محکوم به تقلید وپیروی از دیگران می شویم .اینترنت ،زاده پیشرفت های حاصله در فناوری ارتباطات وتکنولوژی های مخابراتی است ،پدیده ای که باسرعت وارزان تر از هر روش ارتباطی ،زندگی بشر را دچار دگرگونی کرد واز بسیاری جهات معنا ومفهوم جدیدی به آن بخشیداینترنت بادر نوردیدن فاصله های زمانی ومکانی ،جهان رابرای همه به عرصه حضور تبدیل کرده است . وبلاگ ها یکی از پدیده های جدید وتاّثیر گذار در حیطه اینترنت است که در سال های اخیر ،انقلابی در اینترنت وفرهنگ استفاده از آن به وجود آورده است . وبلاگ با ایجاد فضایی آسان برای نگارش نظرات ،ایده ها،خاطرات ،دل نوشته ها،انتقادات و.... به سرعت به عرصه ای تاّثیر گذار وپر مخاطب برای دوستداران دنیای اطلاعات وعصر سرعت تبدیل شد. علم نیاز به تخصص ودانش خاص ،رایگان وپویا بودن از امتیازاتی است که محیط وبلاگ برای علاقه مندان خود ایجاد کرده است .این ویژگی ها موجب شده وبلاگ هافضای فیزیکی ومناسبی برای ارتباطات چند گانه وملاحظات چهره به چهره ،به تعاملات فکری بپردازند. عرصه وبلاگ با توجه به مخاطبان جوان وپویایی که دارد فرصت مناسب وزمینه ای مهیا برای تبیین،تشریح ،رشد واعتلای مسائل دینی ،اخلاقی وانقلابی در جامعه است .در این میان وبلاگ هایی که به مسائل ارزشی وسود مند می پردازندنقش موثری در تبلیغ دین در فضای مجازی دارند اما واقعیت این است که این وبلاگ ها به دلیل اینکه از نظر تعداد محدود هستند ،درسایه عملکرد افراطی وبلاگ های دیگر محو شده وفعالیت چشمگیری از آنها دیده نمی شود . امروزه قدرت های تبلیغاتی در عرصه اینترنت ووبلاگ بانیاز آفرینی ،مردم را به دنبال نیازهای کاذب می کشانند .آنان با کمک پیچیده ترین روش های تبلیغی،فکر وقلب بسیاری از انسان ها را مسحور کرده برای آنان سلیقه وذائقه سازی می کنند . در واقع وبلاگ ها تقریبا به یک دفترچه خاطرات شخصی تبدیل شده اند واز پرداختن به مسائل سود مند ودینی پرهیز می کنند ،از این رو باید آگاهانه وبا نگاهی تیز بین مراقب خطراتی که در این عرصه چشم نواز برای جوانان وافکار آنها ایجاد می کند، باشیم . در این راستا رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری نیز دارای وظیفهای سنگین و اثرگذار میباشند و مسئولین رسانهها میبایستی در سالی که مزین به همت مضاعف وکار مضاعف است درکنار سه قوه وهمراهی و مشورت باکارشناسان اقدامات مثبت را بازتاب دهند و مشکلات و موانع را از نگاه منتقدی مشفق به اطلاع مردم و مسئولین برسانند این شیوه مى تواند راه را بر پویایى و شفاف شدن جامعه هموار کند و جامعه را به سوى آفرینش گرى و ابتکار و تکامل و پیشرفت رهنمون کند.

اکسپو، رویدادی غیرانتفاعی است و محلی برای نمایش دستاوردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی کشورها و دورنمای توسعه آنها است. این نمایشگاه با نمایشگاههای تجاری که اغلب برگزار میشود متفاوت است و شرکتکنندگان آن عموماً کشورها و سازمانهای بینالمللی هستند.اولین اکسپو در سال 1851 میلادی در لندن برگزار شد و تا کنون در 24 شهر از جهان برگزار شده است.نمایشگاههای اکسپو به دو نوع جامع و تخصصی تقسیم میشوند. اکسپوهای جامع ، زمینههای بیشتری را پوشش میدهند و از شرکتکنندگان بیشتر و مهلت بیشتری برخوردار هستند.طبق آیین نامه دفتر نمایشگاههای بینالمللی از سال 1995 هر پنج سال یک نمایشگاه اکسپوی جامع به مدت شش ماه برگزار میشود و در مدت پنج ساله بین دو نمایشگاه جامع، یک یا دو نمایشگاه اکسپوی تخصصی برگزار میگردد.اکسپوی 2010 شانگهای از جمله نمایشگاههای جامع است. مدیریت نمایشگاهی اکسپو به عهده دفتر نمایشگاههای بینالمللی (BIE ) است که در سال 1939 تاسیس شده و مقر آن در پاریس است.اساسنامه این دفتر را پیمان نمایشگاههای بینالمللی مینامند و در سال 1928 توسط نمایندگان 31 کشور عضو امضا شده است. هم اکنون 156 کشور عضو این دفتر هستند.هدف دفتر نمایشگاههای بینالمللی کمک به تبادلات اقتصادی، فرهنگی و علمی میان کشورها و توسعه آنها در این زمینهها از طریق برگزاری نمایشگاههای اکسپو است.این شعار نمایشگاه شانگهای شهر بهتر زندگی بهتر است. نماد آن تصویر 3 انسان است که سمبل خانواده است. این سه انسان نمادی از یک خانواده سعادتمند و هماهنگ و خوشحال بوده و با شعار «تفاهم، تبادل، همزیستی و همکاری» نمایشگاه اکسپو منطبق است. این نماد شبیه کلمه چینی «جهان» است. این نمایشگاه، شعارهای فرعی دیگری از جمله گوناگونی فرهنگ مدنی، شکوفایی و رشد اقتصاد شهری، اکتشاف علمی و تکنولوژی در سابقه شهری تغییر جامعه شهری فعل و انفعال بین جوامع شهری و روستایی دارد . هدف از برگزاری اکسپو 2010 هماهنگ سازی شهری است. مساحت کل اکسپو 5.28 کیلومتر مربع است که شامل منطقه محصور در خشکی و مناطق خارج از امکانات پشتیبانی است. اکسپو در دو طرف رودخانه هوانگپو با 3.93 کیلومترمربع در منطقه پادونگ و 1.35 کیلومترمربع در منطقه پوکسی (puxi) است. محوطه اکسپو به 5 بخش زیر تقسیم شده است: بخش A: پاویون چین و پاویونهای بین المللی به مساحت: 53.93 هکتار، بخش B: پاویونهای موضوعی، پاویونهای بین المللی و پاویونهایی برای سازمانهای بین المللی به مساحت: 88.37 هکتار، بخش C: پاویونهای بین المللی به مساحت: 103.07 هکتار، بخش D: پاویونهای مشترک مساحت: 49.73 هکتار و بخش E: پاویونهای مشترک، پاویونهای موضوعی، محوطه تمرین بهترین شهر و موزه به مساحت: 26.9 هکتار. پاویون چین در قسمت شرقی واقع شده است و حدود 160000 مترمربع می باشد که 15000 متر آن سالن مرکزی می باشد. مساحت پاویون ایران 2000 متر مربع است که بین پاویون کره شمالی و لبنان در بخش B قرار دارد.. حضور کشور مان در نمایشگاه بین المللی اکسپو2010 به دلیل قرار گرفتن فرصت های اقتصادی ،بازرگانی ،اجتماعی،فرهنگی هنری ،علمی وغیره ...در معرض دید جهانیان وبا توجه به سال همت مضاعف کار مضاعف از اهمیت بسیاری برخوردار است فرصت هر کشور جهت آمادگی در نمایشگاه اکسپو چهار الی پنج سال است ولی به دلائلی این فرصت از دست رفته ومدت کوتاهی در اختیار مسئولین بوده که از این مدت کوتاه به خوبی استفاده کرده اند که از آن جمله می توان به جلسات هماهنگی نمایشگاه بین المللی ایران واتاق بازرگانی ایران با وزرارت خانه ها ،سازمان ها وارگان ها با مدیریت وزارت بازرگانی ودیگری کنفرانس اکسپو2010 چین باحضور رئیس اتاق بازرگانی ایران، رئیس اتاق بازرگانی ایران وچین و باحضور مسئولین ،کارشناسان اقتصادی و بازرگانان چین وایران در 24/فروردین /89 اشاره کرد. مسئولین و کارشناسان اقتصادی امر براین عقیده اند که این نمایشگاه ها مانند المپیک ها حائز اهمیتند بسیاری نیز اهمیت آن را از المپیک ها بالاتر می دانند زیرا در المپیک یک موضوع مد نظر است اما در اکسپو هاابعاد مختلف هرکشوری اهم از اقتصادی ،تمدن فرهنگی هنری ،علمی وسیاسی یک کشور مد نظر گرفته می شود ودر کل حضور یک کشور آینه توامندی های آن کشور است شعار امسال اکسپو2010 شهر بهتر زندگی بهتر است نمایشگاه از تاریخ اول ماه می(11 اردیبهشت 1389) تا 31 اکتبر (9 آبان 89) در شانگهای چین به مدت شش ماه برگزار میشود.قرار است جمهوری اسلامی ایران در کنار دهها کشور دیگر در نمایشگاه بینالمللی اکسپو 2010 شانگهای چین جدیدترین دستاوردهای علمی ، فرهنگی و صنعتی خود را به نمایش گذارد 200 شرکت کننده از کشورهای جهان در این نمایشگاه حضور خواهند داشت شعار ایران در این نمایشگاه ، شهر ایرانی ، شهر عدالت ومهرورزی است محیط نمایشگاهی که ایران در اکسپودر اختیار دارد فضایی زیبا وبرگرفته از شهر فرهنگی اصفهان است که به تنهایی می تواند گویای اصالت فرهنگی وتمدن ایران به جهانیان باشد و پیش بینی میشود حدود 70 میلیون نفر از کل جهان از اکسپو 2010 بازدید کنند واین امر فرصت مناسبی است تا ایران در سالی که همت مضاعف کار مضاعف نام گرفته بتواند با همت مضاعف که همان حضور بازرگانان وشرکت های خصوصی در این عرصه مهم وخطیر است گامهای موثری در بدست آوردن جایگاه خود دربازارهای جهان و در عرصه های اقتصادی، بازرگانی ،فرهنگی وعلمی ایجاد کرده وبتواند شعار شهر ایرانی ،شهر عدالت ومهرورزی را در جهان نهادیده کند زیرا این امر باعث رونق هرچه بیشتر فرهنگ گردشگری ودر پی آن اقتصادی در ایران در منطقه وجهان خواهد شد .
نظرات ()